تبليغاتX
منابع طبیعی بوشهر

پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386

جنگلهاي مانگرو ايران

جنگلهاي حرای استان بوشهر

 نمایی از جنگل های حرای بوشهر

  جنگلهاي مانگرو در سواحل جنوبي ايران با وسعت 9200 هكتار در مناطق متعددي در حد فاصل مدارهاي 25 درجه و 11 دقيقه تا 27 درجه و 52 دقيقه گسترش يافته است. اين اجتماعات گياهي كه تنها رويشهاي چوبي ناحيه جزر و مدي سواحل گرمسيري مي باشند در ايران تنها از دو گونه درختي با نام درخت حرا (Avicennia merina) و درخت چندل(Rhizopora mucrnata) تشكيل يافته اند كه گونه اخير تنها در خورهاي منطقه سيريك با وسعت محدود وجود دارد و سايررويشگاهها به طور خالص از درختان حرا تشكيل يافته است. 

   در گذشته استفاده از چوب درختان حرا براي سوخت رواج بسيار داشته است اما در حال حاضر تنها از برگ درختان حرا جهت تعليف دام و گلهاي آن براي تهيه عسل و زنبورداري (در منطقه ناي بند) استفاده مي گردد. همچنين به واسطه غناي محيط آبي رويشگاه، گرايش بسياري در استفاده از عرصه اين جنگلها براي آبزي پروري خصوصاً احداث استخرهاي پرورش ميگو ديده مي شود. در حال حاضر مانگروهاي منطقه خمير و قشم با عنوان منطقه حفاظت شده، تحت مديريت قرار دارد و همين منطقه بعنوان تنها ذخيرگاه بيوسفري ساحلي آبهاي جنوب كشور نيز انتخاب گرديده است. همچنين جنگلهاي حرا در منطقه مله گنزه و خليج چابهار به ترتيب در محدوده مناطق حفاظت شده مند و با هوكلات قرار دارند كه در برنامه مديريت زيست محيطي اين مناطق تحت حفاظت قرار گرفته اند. سه رويشگاه از مانگروهاي ايران واقع در منطقه خمير و قشم، حوزه تياب و كلاهي و خورهاي منطقه سيريك بدليل اهميت زيستگاهي بعنوان تالاب بين المللي در مجموعه تالابهاي فهرست شده در كنوانسيون رامسر قرار گرفته اند.
در استان بوشهر اين اكوسيستم در سه ناحيه مله گنزه، بندر دير و خليج ناي بند از اهميت ويژه اي برخوردار مي باشد و در ادامه اين ناحيه مورد بررسي قرار مي گيرد.


موقعيت منطقه:

 خليج ناي بند در 320 كيلومتري جنوب شرقي بوشهر به صورت دماغه اي در اراضي سواحل شمالي خليج فارس قرار گرفته است. ارتفاعات جنوبي آن حدفاصل عرض جغرافيايي 27 درجه و 13 دقيقه تا 27 درجه و 52 دقيقه و طول شرقي 52 درجه و 33 دقيقه تا 52 درجه و 51 دقيقه قرار گرفته و با وسعت 22500 هكتار و فرماسيون كوهستاني با هدف حفاظت از اكوسيستم كم نظير، ارزشهاي زيستگاهي براي كل، بز و قوچ و ميش و همچنين حضور جانوران كميابي همچون جبير از سال 1357 با وسعتي محدود به عنوان منطقه حفاظت شده انتخاب گرديده است. در حاشيه اين منطقه جنگلهاي باارزش مانگرو بصورت پراكنده ديده مي شوند و دشتهاي آن نيز از گونه هاي در معرض خطري نظير جبير برخوردار است. وسعت اين خليج 41300 عكتار و ارتفاع آن از سطح دريا 124 متر است.

ويژگيهاي اكولوژيك خليج ناي بند:
 آب و هواي منطقه نيمه گرمسيري است و شرايطي همانند ساوانها را دارد. درجه حرارت در زمستان بطور متوسط 12 تا 16 درجه سانتيگراد و در تابستان تا 47 درجه نيز مي رسد. ميزان بارندگي متوسط در سال 100 تا 150 ميلي متر و اغلب بصورت بارش زمستانه است.
منابع آب شيرين اين منطقه بسيار كم بوده و از اين نظر حيات وحش در تنگنا قرار دارند. آبهاي ساحلي تا حدودي كدر و لب شورهستند. منطقه ناي بند بويژه بخشهاي كوهستاني آن از سنگهاي آهكي با گنبدهاي نمكي مربوط به دوره كامبرين تشكيل شده است. اين منطقه تركيبي از دشتهاي ساحلي، تپه ماهورها و كوههاي خشك را دربرمي گيرد.
خاكهاي اين منطقه از رسوبات آبرفتي بوده و به سمت دريا شور و آهكي ميشوندو اراضي ساحلي از بخشهاي دروني منطقه بوسيله بريدگيهاي شيبدار و دره مانندي كه اغلب صخره اي و خشك هستند جدا شده اند.
ا  ز بين منابع فيزيكي ساحلي كه نقش قابل توجهي در انتخاب مناطق حساس و ذخاير ساحلي دارد مي توان به خليجهاي كوچك و خورها اشاره نمود كه در منطقه مورد نظر هر دو فرم ديده مي شود.

خليج ناي بند:
  خليج ناي بند با وسعت 3/41 كيلومتر مربع (معادل 41300 هكتار) و عرض دهانه 7400 متر و خط ساحلي به طول 75/20 كيلومتر در رديف خليجهاي كوچك ساحلي (Bay) قرار مي گيرد. اين دسته از خليج ها نوعي از فرم هاي هيدروژيك ساحلي مي باشند كه به واسطه نيروي هيدروديناميك آب ايجاد مي گردند به اين نحو كه در بخش هايي از ساحل تحت تأثير دفع انرژي آب كه گاه آخرين محل دريافت نيروهاي رانشي و چرخشي مي باشد خوردگي در ساحل ايجاد شده و پيشروي زمانه اي در آن مشاهده مي گردد. چنانچه اين وضعيت در ساختاري سنگي و صخره اي اتفاق افتد فرم هيدرولوژيك ايجاد شده و به نام آبدره (Fjurd) ناميده مي شود و چنانچه در اراضي دانه ريز به وقوع بپيوندد، ايجاد خليج كوچك (Bay) مي نمايد.

خورهاي عسلويه، بساتين و هاله:
بنا به تعريف، خور (Khoor-Creek) به پيشروي آب به درون خشكي تحت تأثير جزر و مد گفته مي شود. خورها كه نوعي شاخا به (Inlet) محسوب مي گردند بر اساس شيب ساحل و جنس آن به شكل هاي مختلف ديده مي شوند، گاهي پس از ورود به خشكي منشعب مي گردند، گاه از وضعيتي كماني، مارپيچي و غيرمستقيم برخوردارند و گاه مستقيم و تك شاخه اند اما در تمام حالات فوق، با دور شدن از دريا كم عرض و كم عمق شده و در انتها باريك و با اراضي پست اطراف هم سطح مي شوند. خورها معمولاً با هيچ آبراهه اي در داخل خشكي ارتباط ندارند. اما چنانچه با رودخانه اي فصلي كه به طور دوره اي آبدار است مربوط شوند به نام خور- مصب(Creek-Estuary) و اگر با يك مسيل كه تنها در هنگام وقوع سيلاب آبدار است مربوط شوند به نام خور- مسيل (Creek-Flood way) ناميده مي شوند.
خورها نيز به واسطه دور بودن از تلاطم آب هاي آزاد، كم عمق، آرامش زيستگاه و تأثيرپذيري از مواد مغذي خشكي، از تراكم جانوران ساحلي مانند پرندگان آبزي، ماهيها و ساير نرم تنان بهره مي برند كه موجودات اخير از نقش تغذيه اي براي انسان و يا حمايت كننده زنجيره غذايي دريا برخوردار مي باشند. در خليج ناي بند سه خور به قرار زير وجود دارد:

1-  خور عسلويه:

 اين خور با طول 5250 متر در جهت شمالي و سپس با تغيير جهت با امتداد غربي در اراضي كم شيب شرق بخش عسلويه و جنوب دهستان بيدخون جريان دارد. اين خور كه با دهستان بيدخون 5/1 كيلومتر و با بخش عسلويه 3 كيلومتر فاصله دارد به واسطه تغييرات جريان آب تحت تأثير جزر و مد در اراضي اين ناحيه پهنه اي تالابي به وسعت 8400 هكتار ايجاد نموده است كه ارزش زيستگاهي قابل توجهي براي شمار قابل توجهي از پرندگان آبزي  و كنار آبچر دارد. از ديگر ويژگيهاي با اهميت اين خور حضور اجتماعات حرا در آن مي باشد.

2-  خور بساتين:

 اين خور كه در 2 كيلومتري شمال شرقي بساتين واقع شده است، با 3100 متر طول در جهت شمال شرق قرار دارد. وسعت اراضي تالابي مجاور اين خور 56 هكتار است. از آنجا كه خور بساتين با مصب رودخانه سيلابي كنگان در ارتباط است در واقع يك خور- مسيل محسوب مي گردد. اجتماعات حرا، حضور پرندگان آبزي و ارزش هاي زيستگاهي جهت زادآوري آبزيان از ويژگيهاي اين خور به شمار مي آيند.


3-  خور هاله:

 در 2 كيلومتري شرق دهستان ناي بند، خور هاله با طول 2000 متر و در جهت غربي واقع شده است كه به واسطه نزديك بودن به مراكز مسكوني imbricicata تنها به سواحل بيدخون و بندر عسلويه (در مختصات ¢24،°27 تا  ¢28،°27 عرض شمالي و  ¢36،°52 تا  ¢39،°52 طول شرقي) محدود مي گردد. اين آبزيان براي تغذيه به خورهاي داراي جنگل هاي حرا در خليج ناي بند و پهنه آبي اين خليج مراجعه مي كنند و بيشترين حضور اين پرندگان آبي در اين ناحيه گزارش شده است.

جنگل هاي حرا:
  اجتماعات نباتي جنوب ايران از عناصر نوبو- سندي تشكيل شده اند و پوشش گياهي ناي بند نيز از عناصر رويشي اين منطقه و بخش هاي فرعي آن سود مي برد. ترانسكت گياهي در اين منطقه از مناطق دروني به سمت دريا شش تيپ پوشش گياهي را نشان مي دهد.
در مناطق دروني گونه كنار غالب است. گونه Halocnemum يك بار بعد از جامعه كنار قرار گرفته و يكبار هم در حاشيه جامعه مانگرو پراكنده است. گونه Juncus اغلب با گونه هاي ديگري نظير Limonium, Halocnemum, Alhaji در بيشتر قسمت هاي منطقه ديده مي شود. گونه خارشتر نيز جامعه غالبي را تشكيل مي دهد كه گونه هاي همراه آن Tamarix, Halocnemum و Liminium هستند. جامعه قابل ذكر ديگر Aleuropus مي باشد. جامعه حرا (Avicennia marina) تنها جامعه درختي حاشيه منطقه است كه به شدت آسيب ديده و نياز به حفاظت دارد. جامعه حرا به وسيله پوشش گياهي شورپسند Salicorina herbaceae احاطه شده است.
  رويشگاه جنگل هاي حرا در استان بوشهر آخرين نواحي پراكنشي اين اجتماعات درختي كمياب در ناحيه ساحلي شمالي خليج فارس مي باشد و عملاً در مقياس جهاني، آخرين محدوده پراكنش جهاني آنها در سواحل شمال غربي آسيا محسوب مي گردد. هر چند قطعاتي كوچك از اجتماعات حرا در بندر دير (به وسعت يك هكتار) و پوزه ماشه در منطقه مگه كنزه (به وسعت 22 هكتار) وجود دارد اما اجتماعات حرا در خليج ناي بند با وسعت 390 هكتار وسيعترين اجتماعات حرا در مدارهاي بالاي 27 درجه در خليج فارس محسوب مي گردد و بعنوان آخرين مجموعه انبوه و وسيع از اين درختان در جنوب غربي آسيا شناخته مي شوند.

الف) جنگل هاي حرا در خور عسلويه:
   جنگل هاي حرا در اين خور در مختصات ¢26،°27 تا  ¢27،°27 عرض شمالي و  ¢37،°52 تا  ¢41،°52 طول شرقي واقع شده اند. توده هاي حرا كه در اين خور در حاشيه آبراهه ها استقرار دارند داراي وسعت 237 هكتار مي باشد و از شادابي و وضعيت مطلوبي برخوردار هستند. از حيث تراكم، 60 درصد اين اجتماعات خود توده هاي خيلي متراكم، 30 درصد متراكم و 10 درصد باقيمانده شامل اجتماعات كم تراكم و پراكنده مي باشد.
بر پايه آماربرداري انجام گرفته در اين اجتماعات به طور متوسط 154 اصله درخت در هر هكتار وجود دارد. ارتفاع متوسط درختان معادل 7/1 متر مي باشند. اين درختان كه توزيع كننده 214 ريشه هوايي در هر متر مربع
مي باشند ، پايه هاي زيستي مناسبي جهت فعاليت كفزيان ناحيه جزر و مدي فراهم ساخته و درصد پوشش اين جنگل ها حدود 40 درصد مي باشد و در هر متر مربع اين رويشگاه در حال حاضر 19 اصله نهال به صورت طبيعي استقرار يافته است.

ب) جنگل هاي حرا در بساتين:
    وسعت اجتماعات مستقر در حاشيه اين خور 120 هكتار مي باشد كه در مختصات ¢24،°27 تا ¢25،°27 عرض شمالي و ¢40،°52 تا ¢41،°52 طول شرقي جاي گرفته اند. تراكم درختان اين توده از خور عسلويه كمتر است و در مجموع 25 درصد توده خيلي متراكم، 45 درصد متراكم، 10 درصد كم تراكم و 20 درصد پراكنده مي باشند. در هر هكتار از اراضي اين رويشگاه 152 اصله درخت با ارتفاع متوسط 2/1 متر وجود دارد و هر متر مربع از بستر آن در برگيرنده 200 پايه از ريشه هاي هوايي درخت مي باشد. به واسطه ميانگين سطح كم تاج اين درختان درصد پوشش اين منطقه كم و معادل 2 درصد مي باشد.
جنگل هاي حرا خليج ناي بند علاوه بر اجتماعات درختان حرا (Avicennia marina) با اجتماعاتي از گياهان هالوفيت همراه مي گردند و در مجموع مي توان جوامع گياهي خليج ناي بند را شامل اجتماعات زير دانست:

- جامعه حرا (Avicennia marina):
اين جامعه بر روي گل و لاي ساحلي و در مناطق بسيار كم عمق آب مي رويد. بعلت استفاده از شاخ و برگ آن براي علوفه اغلب بصورت درختچه باقي مانده اند. البته جامعه حراي ناي بند نسبت به ساير رويشگاههاي اين درخت ماهيتاً فقير است.

- تیپ شوره زار (Hallocenmum strobilaceum):
اين تیپ در بلافصل جامعه حرا قرار گرفته و با گونه هاي Lagopolides, Aeluropus, Limonuim sp. همراه است. در اين تیپ  اغلب گونه هايي ديگري نظير Cressa cretica نيز وجود دارند. در مناطق مرطوب از آبهاي لب شور گونه هاي Tamarix sp, Juncus sp نيز وارد مي شود.

- تیپ  Helianthemum lippi  ,  Gymnocarpus decander:
  اين تیپ درختچه اي تقريباً در سرتا سر دماغه ناي بند نيز وجود دارد و جامعه تيره تپه ماهورها و پستي و بلنديها است. اين جامعه در ناي بند با گونه كنار همراه است. دره هاي فرسايشي اين منطقه را گونه هاي نظير , Dodonea viscosa,Commicarpus africanus Zygophylum atriplecoides، Periploca aphylla اشغال كرده اند.

نوشته شده توسط جواد رشیدی در 14:13 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386

تعریف جنگل طبقه بندی و پراکنش آن

تعریف جنگل و انواع آن:

   جنگل منطقه وسيعي پوشيده از درختان ، درختچه ها و گونه هاي علفي است كه همراه با جانوران وحشي نوعي اشتراك حياتي گياهي و جانوري را تشكيل داده و تحت تاثير عوامل اقليمي و خاكي قادر است تعادل طبيعي خود را حفظ كند.
  حداقل سطحي كه براي تشكيل جنگل از نظر علمي لازم است بسته به نوع گونه درختي ، شرايط  محيطي و غيره تغيير مي كند. اين مساحت در شرايط معمولي حداقل 3/0 هكتار ( 3 هزار متر مربع ) است. واژه « جنگل » از زبان سنسكريت است و به اكثر زبانهاي اروپايي نيز وارده شده است و معناي جنگل طبيعي و بكر را مي دهد. جنگل بسته به نوع پيدايش آن و خصوصيات ساختاري به جنگل بكر ، جنگل طبيعي ، جنگل مصنوعي يا جنگل دست كاشت طبقه بندي مي شود
.
   جنگل بكر يا جنگل دست نخورده ، جنگلي است كه بدون دخالت انسان بوجود آمده است و تركيب گونه هاي درختي و درختچه اي و علفي آن طوري است كه وضعيت كاملاً طبيعي را نشان مي دهد .چوب و ساير فرآورده هاي توليد شده در جنگل بكر در همان سيستم طبيعي تجزيه شده و به خود جنگل بر مي گردد. بعبارت ديگر از جنگل بكر هيچ گونه موادي ( زنده يا غير زنده ) به خارج از آن حمل نمي شود
.
     رويش چوبي جنگلهاي بكر كه به حالت تعادل رسيده باشند عملاً صفر است ، يعني همان قدر كه چوب و ساير مواد آلي توليد مي شود همان قدر هم تجزيه مي شود و يا مي پوسد. بعبارت ديگر چرخه رفت و بازگشت مواد در يك جنگل بكر چرخه اي بسته است
.
    در جنگل بكر بين توليد كنندگان ( گياهان ) ، مصرف كنندگان ( جانوران ) و تجزيه كنندگان ( جانوران ريز ) يك اشتراك حياتي متقابل و پايدار برقرار است . جنگل هاي بكر از تنوع زيستي بالايي برخوردارند و داراي اطلاعات ژنتيكي ارزشمندي هستند كه تا به امروز بسياري از اين اطلاعات كشف نشده است . امروزه ارزش جنگلهاي بكر بسيار زياد است هر چند كه متاسفانه روند تخريب كمي و كيفي آنها در دنيا روبه افزايش است
.
   امروزه سعي بر اين است كه جنگلهاي بكر باقي مانده بر روي كره زمين را حفظ و از آنها بعنوان ذخيره گاههاي اطلاعات ژنتيكي و تنوع زيستي استفاده شود. امروزه تبديل جنگلهاي بكر به جنگلهاي صنعتي قابل توجيه نيست و نگهداري آنها حتي از نظر اقتصادي نيز قابل توجيه است
.
جنگل طبيعي ، جنگلي است كه بدون دخالت انسان به وجود آمده است ولي انسان به طور مستقيم يا غير مستقيم در آن دخالت ( بهره برداري ) كرده است
.
    جنگلهاي بكر دست خورده و بهره برداري شده تبديل به جنگلهاي طبيعي مي شوند. بعبارت ديگر جنگلهاي طبيعي جنگلهاي بكر دست خورده هستند. تركيب درختان و سن آنها و تنوع گونه هاي گياهي و جانوري در يك جنگل طبيعي با جنگل بكر متفاوت است و عموماً جنگل طبيعي از نظر زيست محيطي فقيرتر از جنگل بكر است.با وجود اين جنگلهاي طبيعي قادرند چشم اندازهاي طبيعي هر منطقه را حفظ كرده و در اكثر موارد از جنگلهاي مصنوعي يا دست كاشت غني تر و پايدارتر باشند
.
    جنگلهاي مصنوعي يا دست كاشت يا جنگل انسان ساخت جنگلي است كه به دست انسان و با هدف مشخصي ايجاد شده است و هدف از ايجاد آن توليد چوب، ايجاد مناظر طبيعي ، ‌حفظ آب و خاك ، ايجاد مناطق تفريحي و تفرجي و غيره است
.
    جنگل مصنوعي معمولاً به صورت نهالكاري (درختكاري) به وجود مي آيد، هر چند اين جنگلها را مي توان با كاشت بذر نيز به وجود آورد. تجربه نشان داده است جنگلهاي مصنوعي كه با اين روش به وجود آمده اند پايدار و نزديك تر به جنگلهاي طبيعي هستند. جنگل مصنوعي كه با قلمه ايجاد شده ، قلمستان ناميده مي شود ( مثل قلمستان هاي صنوبر در بسياري از نقاط كشور ) البته بايد متذكر شد كه قلمستان ها در اكثر نقاط دنيا از نظر حقوقي جزو جنگلها محسوب نمي شوند. امروزه ايجاد جنگلهاي مصنوعي در دنيا از اهميت بالايي برخودار است چرا كه به افزايش نياز چوبي در جهان پاسخ مي دهد
.
   چنانچه جنگلهايي در زمين هاي زراعي و باير با هدف توليد چوب با استفاده از روشهاي پيشرفته زراعي از قبيل شخم زدن ، كود دادن و غيره ايجاد شده باشد به آن زراعت چوب اطلاق مي شود. حجم زراعت چوب در زمينهاي غير جنگلي در تمام دنيا در حال افزايش است
.
علاوه بر سه نوع جنگلي كه تعاريف آن ذكر شد در كشور ما از اصطلاح « بيشه » هم استفاده مي شود. ما بيشه را معمولاً براي پوشش هاي گياهي به كار مي بريم كه اطراف رودخانه و شيار دره ها در مناطق خشك ظاهر مي شوند. اين واژه به تجمع درختچه ها در نيزارها نيز اطلاق مي شود
.



پيدايش جنگل و طبقه بندي آن

  جنگلهاي دنيا از حدود 140-60 ميليون سال پيش به وجود آمده اند. بسته به نوع درختان تشكيل دهنده ، جنگلهاي دنيا را به دو نوع سوزني برگ و پهن برگ تقسيم مي كنند
.
    جنگلهاي سوزني برگ دنيا قديمي تر از جنگلهاي پهن برگ هستند و پيدايش اوليه اين جنگلها در دوران دوم زمين شناسي در دوره كرتاسه يعني حدود 140 ميليون سال قبل رخ داده است. جنگلهاي پهن برگ در مقابل جنگلهاي سوزني برگ تكامل يافته تر در عين حال جديدتر هستند. اين جنگلها در دوران سوم زمين شناسي در حدود 60 ميليون سال پيش به وجود آمده اند. از آن زمان تاكنون جنگلهاي دنيا دائماً در حال تحول و تكامل بوده و اگر انسان در روند آن دخالتي نداشته باشد سير تحول وتكامل آنها همچنان ادامه خواهد يافت
.
   در اواخر دوران سوم زمين شناسي اقليم كره زمين روبه سردي گذاشت به طوري كه در اوايل دوران چهارم ( حدود يك ميليون سال پيش ) بارشهاي آسماني اكثراً به صورت برف درآمد و به خصوص در عرضهاي جغرافيايي بالاتر از 40درجه شمالي و يا ارتفاعات بالاي 3 تا 4 هزار متري عرضهاي پايين تر يخچال هاي طبيعي تشكيل شدند و به تدريج رشد كردند، به عبارت ديگردوران هاي يخبندان به وجود آمد
.
  يخچال هاي طبيعي اكثر جنگلهاي مناطق مذكور ( بالاتر از 40 درجه عرض شمالي ) را در زير خود مدفون ساختند . با گرم شدن آب و هواي كره زمين يخچالها ذوب شدند يا به اصطلاح عقب نشيني كردند و پس از مدتي دوباره بر اثر سرد شدن اقليم يخچال ها شروع به پيشروي كردند
.
   در طول يك ميليون سال كه از اوايل دوران چهارم مي گذرد چهار دوره يخبندان به وجود آمد و در اين زمان كليه جنگلهايي كه بالاتر از عرضهاي 40 درجه بود از بين رفتند. آخرين دوره يخبندان در حدود 18 هزار سال پيش به اتمام رسيد و آب و هواي كره زمين روبه گرم شدن نهاد. لازم به توضيح است كه جنگلهاي ايران مخصوصاً جنگلهاي شمال كشور در اين مدت از هجوم يخچال ها مصون ماندند و به توسعه و تكامل خود ادامه دادند. اكثر جنگلهاي كنوني اروپايي پس از پسروي آخرين يخچالها به وجود آمدند. به عبارت ديگر جنگلهاي كنوني كشورهاي اروپايي شمال آمريكا و آسياي شمالي جنگلهاي « جوان » هستند و قدمت تكاملي آنها به 10 هزار سال نمي رسد
.
    در صورتي كه جنگلهاي شمالي ايران جنگلهاي كهن هستند و قدمت آنها بيش از يك ميليون سال است. اين اطلاعات ارزشمند ، اهميت ژنتيكي جنگلهاي خزري را به خوبي نشان مي دهد
.
   امروزه با مطالعات گرده شناسي ثابت شده است كه قدمت جنگلهاي راش اروپا به 6 هزار سال هم نمي رسد . از اين رو است كه در مقايسه جنگلهاي راش شمال ايران ،‌جنگلهاي منطقه قفقاز و شمال تركيه نيز جزو جنگلهاي كهن پهن برگ مناطق معتدله محسوب مي شوند. با توجه به طول تحول و تكامل جنگلهاي دنيا، جنبشهاي قاره اي ، نوسانات اقليمي در سطح كلان و عوامل ديگر ، امروزه 5 نوع جنگل در دنيا قابل تفكيك است. اين جنگلها از قطب شمال به طرف خط استوا به ترتيب عبارتند از
:

1- جنگلهاي سوزني برگ مناطق سرد نيمكره شمالي ( جنگلهاي بوره آل
)
2- جنگلهاي پهن برگ خزان كننده ( سبز تابستانه ) مناطق معتدله ( جنگلهاي راش و بلوط
)

3-جنگلهاي هميشه سبز مناطق مديترانه اي ( جنگلهاي زوبين و زيتون
)
4- جنگلهاي پهن برگ مناطق نيمه استوايي ( هميشه سبز و سبز باراني
)
5- جنگلهاي پهن برگ مناطق استوايي ( هميشه سبز و سبز باراني
)


  در كشور پهناور ما به دليل پستي و بلندي فراوان و اقليم متنوع سه نوع از جنگلهاي پنج گانه دنيا وجود دارد. جنگلهاي سبز تابستانه راش و بلوط در شمال ايران ، جنگلهاي هميشه سبز مديترانه اي ( جنگلهاي زوبين و زيتون ) در شمال و جنوب غرب و همچنين جنگلهاي پهن برگ گرمسيري مختص مناطق نيمه استوايي مثل جنگلهاي كهور و كنار و جنگلهاي ماندابي ( مانگرو ) در جنوب ايران
.
   به اين ترتيب كشور ما حالتي استثنايي دارد. جنگل هاي راش در شمال و جنگلهاي مانگرو در جنوب ايران كه به كشور ما جايگاهي ويژه و نادر مي بخشد
.
علل پديد آمدن جنگلهاي پنجگانه دنيا عبارت است از شرايط كلي تحول و تكامل تاريخ از دوران سوم ، پديده قاره زدايي در اين دوران و همچنين شرايط كلي اقليمي و خاكي حاكم بر نقاط مختلف كره زمين كه در اين مورد نقش اساسي دارند. طبقه بندي ساده تر و گزيده تر ، طبقه بندي جنگلهاي دنيا به سه نوع : جنگلهاي سوزني برگ ، جنگلهاي پهن برگ و جنگلهاي آميخته سوزني برگ و پهن برگ است
.
البته تقسيم بندي هاي دقيق تر و تفصيلي تر هم براي جنگلهاي دنيا وجود دارد كه براساس هر يك از آنها جنگلهاي دنيا به 10 و يا حتي 60 نوع تقسيم مي شوند
.

پراكنش جنگلها


   پراكنش جنگلها در تمام نقاط كره زمين يكسان نيست . اصولاً براي ايجاد جنگل در يك منطقه ، شرايط زيست محيطي خاصي مورد نياز است. اين شرايط عبارتند از حرارت و رطوبت كافي منظور از حرارت و رطوبت كافي براي پيدايش جنگل در يك منطقه وجود حداقل 2 ماه گرم در سال است. كه به مدت 60 روز درجه حرارت روزانه به طور متوسط از 10 درجه بالاتر باشد
.
وجود رطوبت كافي يعني بارندگي كه مقدار كافي نيز ضرورت دارد كه براي رشد جنگل خوب حداقل به 600 ميلي ليتر بارندگي در سال نياز وجود دارد و از اين مقدار حداقل نيمي از آن بايد در دوره رشد گياهي يعني دوره گرم سال ( بهار و تابستان ) ريزش كند. به طور مثال مناطق شمالي كشور ما اين شرايط را دارد و به همين دليل ما از آستارا در غرب گيلان تا جنگل گلستان در شرق استان گلستان جنگلهاي انبوه پهن برگ راش و بلوط داريم. حال چنانچه ميزان بارندگي سالانه بين 300 تا 600 ميلي ليتر باشد جنگلهاي به اصطلاح كم پشت يا تنك ظاهر مي شوند. ( مثل اكثر جنگلهاي منطقه زاگرس در غرب وجنوب غرب كشور ) جنگلهاي كويري با گونه هايي مثل تاغ و گز قادرند حتي با بارندگي 100 تا 200 ميلي ليتر در سال ظاهر شوند. اين جنگلها ، ديگر قدرت توليد زياد چوب را نداشته و بيشتر از نظر حفاظت خاك وجلوگيري از فرسايش اهميت دارند
.
   در مناطق استوايي حرارت كافي در تمام طول سال وجود دارد وميزان بارندگي سالانه اكثراً بيش از 2 هزار ميلي ليتر است و اين امتياز سبب پيدايش جنگلهاي انبوه و غني از گونه هاي مختلف درختي مي شود
.
به طور كلي در كره زمين دو نوار جنگلي مهم وجودا دارد : نوار جنگلي استوايي كه بيشترين تمركز اين جنگلها در آمريكاي جنوبي (برزيل) ، آفريقاي غربي و مركزي (كنگو) و آسياي جنوب شرقي ( اندونزي) است و نوار جنگلي ديگر كه جنگلهاي سوزني برگ مناطق سرد را در نيمكره شمالي در برمي گيرد و شامل كشورهاي كانادا، اسكانديناوي و روسيه (سيبري) است. اين جنگلها از نظر توليد چوب هاي صنعتي و خمير كاغذ و مقوا اهميت دارند. در مقابل ، جنگلهاي استوايي از نظر تنوع زيستي و ژنتيكي وگياهان دارويي اهميت دارند و نقش اين جنگلها در اقليم كره زمين (بادهاي پاسات ) در حال افزايش است. امروزه حفاظت از تنوع زيستي در جنگلها ، استفاده از اطلاعات ژنتيكي وخواص دارويي گياهان جنگلي و حفظ تعادل زيستي بين گياهان وجانوران وحشي جزو اهداف كلي كشورهاي جهان است كه بعد از كنفرانس « ريودوژانيرو »‌در سال 1992 كنوانسيون هاي مختلف را امضاء كرده اند و مي كوشند با مديريت صحيح از جنگلهاي دنيا چه از طريق حفاظت و چه از طريق بهره برداري به روشهاي همگام با طبيعت شرايط لازم و كافي را براي توسعه پايدار در اكوسيستم هاي طبيعي به وجود آورند
.

دكتر محمدرضا مروي مهاجر- استاد دانشكده منابع طبيعي دانشگاه تهران

نوشته شده توسط جواد رشیدی در 0:34 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385

نگین استان بوشهر را دریابیم

نگین استان بوشهر را دریابیم

  با توجه به ارزش بسيار بالاي جنگل هاي حرا از جمله نقش ضربه گير آن در برابر امواج دريا، جلوگيري از فرسايش خاك و مامن و زيستگاه جانوران دريايي مانند انواع آبزيان، سخت پوستان، نرمتنان، خزندگان، پرندگان و حتي پستانداران حفاظت، حمايت و توسعه اين جنگل ها از اهميت ويژه اي برخوردار است.
  قرار گرفتن اين توده هاي جنگلي در حاشيه مجتمع عظيم گازي پارس جنوبي و فعاليتهاي گسترده صنعتي و عمراني در ايجاد سازه هاي مختلف زمينه ساز آسيب پذيري و تخريب بخشي از اين جنگل ها ميشود. از سوي ديگر واگذاري بي قيد و شرط اراضي پيراموني و ساخت هتل، هتل آپارتمان ، فرودگاه، سايت ويژه گردشگري، گذر گاههاي مختلف، تسطيح و خاك ريزي در حاشيه اين جنگلها حيات اين بوم سازگان حساس ساحلي را در معرض تهديد قرار داده است.

  احداث واحد هاي عظيم پالايشگاهي، پتروشيمي و صنايع جانبي موجب تغيير ساختارهاي فيزيكو شيميائي وآلودگي هوا، آب و خاك منطقه شده و در صورت تكميل فازهاي  بيست گانه و عدم اعمال مديريت زيست محيطي خسارات جبران ناپذيري به اين جنگلها وارد خواهد شد. متأسفانه به دليل عدم استقرار
  ايستگاهاي سنجش آلودگي امكان رد يابي و تجزيه و تحليل و اندازه گيري ميزان و نوع آلودگي آب، هوا و خاك به درستي وجود ندارد.

نمایی از تا سیسات ایجاد شده در اطراف جنگلهای حرای نایبند  


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جواد رشیدی در 9:30 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385

نخستین همایش منطقه ای کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه آزاد اسلامی فیروزآباد

با توجه به محور های همایش علاقمندان می توانند ثبت نام نمایند. 

برای اطلاعات بیشتر اینجا  کلیک نمایید.

نوشته شده توسط جواد رشیدی در 13:16 |  لینک ثابت   • 

جمعه هفدهم آذر 1385

امکان بکارگیری .....

امکان بکارگیری تصاویر ماهواره ای و سیستم اطلاعات جغرافیایی در استان بوشهر (ارائه شده در اولین همایش توسعه دانایی استان بوشهر)

چکیده
  بررسی ها نشان میدهد که در استان بوشهر نسبت به سایر استانها در سازمانها و واحدهای اجرا از تکنیک و علم سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی استفاده نشده و یا احیاناً توجه اندکی شده که این موضوع  یعنی عدم بکارگیری RS وGIS در تهیه نقشه سبب اتلاف وقت، تولید نقشه های در سطوح کم  و افزایش هزینه طرح مي گردد و در نتیجه عدم نظارت مستمر بر تحولات پوشش گياهي، درگير بودن کارشناسان و سازمان مربوطه با يك قسمت از پروسه كار در زمان طولاني و در نتيجه بازماندن از ساير بخشهای طرح، ايجاد  فاصله زماني بين اطلاعات و عدم تصميم گيري نهايي و برنامه ريزي را در بر دارد. اين روند ميتواند در دراز مدت فاصله جبران ناپذيري را با اطلاعات جديد ايجاد نمايد( به هنگام نبودن اطلاعات) و به طور غيرمستقيم ساير بخشهاي تحقيقاتي و اجرايي را متأثر سازد. در اين منطقه به لحاظ شرايط حساس و شكننده، تحقق هر نوع مديريت و برنامه ريزي در زمينه منابع طبيعي تجديدشونده از جمله پوشش گياهي نياز به اطلاعات دقيق، بهنگام و مستمر دارد. داده هاي ماهوارهاي به لحاظ يكپارچه بودن در يك مقياس وسيع، رقومي بودن، چند طيفي بودن، قدرت تفكيك مكاني(۳۰ متر) و طيفي( ۰تا255)بالا، پردازش آنها با نرم افزارهاي مختلف سنجش از دور و سيستم اطلاعات جغرافيايي، سهل الوصول بودن آنها، روزانه بودن اطلاعات و بسياري مزاياي ديگر ابزار بسيار قدرتمند و كارآمدي در مديريت منابع طبيعي تجديد شونده و تهيه نقشه پديده هاي پويا از جمله پوشش گياهي به شمار ميروند.
  بررسی های انجام شده در شرق استان بوشهر در تهیه نقشه استفاده های فعلی از اراضی با پردازش تصاویر ماهواره ای و سیستم اطلاعات جغرافیایی نشان داد که امکان تهیه نقشه های موضوعی با دقت قابل قبول در سطح بسیار وسیع و با هزینه بسیار کم( در مقایسه با تهیه نقشه به روش معمول) در استان بوشهر وجود دارد.
واژه های کلیدی: استان بوشهر، تصاویر ماهواره ای، نقشه های موضوعی، هزینه، زمان، دقت، توسعه

نوشته شده توسط جواد رشیدی در 12:11 |  لینک ثابت   • 

جمعه هفدهم آذر 1385

تعريف چند واژه جنگل

 

1-   جنگلي: عبارت است از بخشي از جنگل كه حداقل انبوهي آن ده درصد بوده و از 25 درخت و             نهال پراكنده در هكتار كمتر نداشته باشد.

 

2-   غير جنگلي: عبارت است از بخشي از جنگل كه انبوهي آن از 10% كمتر باشد.

 

3-   نوع جنگل: عموم جنگلهاي شمال بر حسب اكثريت گونه‌هاي موجود به انوع جنگل قبيل جنگل

                    بلوط و يا راش و مخلوط تقسيم شده است.

 

4-   جنگل مخلوط: جنگل هايی كه از گونه‌هاي مختلف درختان تشكيل يافته باشد.

 

5-   جنگل تجارتي: جنگلهايي كه در دسترس بوده و يا با ساختن راه بتوان با در نظر

                            گرفتن موازين اقتصاد از آنها بهره‌برداري كرد. جنگل‌هاي بهره‌برداري شده كه

                           موجودي فعلي درختان خوب آنها بيش از 20% باشد نيز جزو اين بند منظور

                           مي‌شود.

 

6-   دستجات حجم: جنگل شمال كشور بر حسب ميزان چوب موجود در هر هكتار دسته‌بندي شده

                             است مثلاً ميزان چوب موجود از صفر تا ۴۹ متر مکعب در يك سته قرار داده

                            مي‌شود.

 

7-   جنگلهاي غير تجارتي: به جنگلهايي گفته مي‌شود كه بهره‌برداري از آنها بعلت شيب بسيار

                                      زياد يا ترس از فرسايش يا براي تفريح و تنرج مردم حفظ و غيرقابل

                                      بهره‌برداري اعلام شده است. جنگلهايي كه در آنها قطع بي‌رويه صورت

                                      گرفته و از طرف سازمان جنگلباني قرق اعلام شده نيز جزو اين دسته

                                      بشمار مي‌آيند.

8-   درختان الواري: به درختاني گفته مي‌شود كه قطر برابر سينه آنها از سانتیمتر۳۰بيشتر باشد.

 

9-   حجم كل موجود: شامل حجم كليه درختاني است كه قطر برابر سينه آنها از ۱۳  سانتیمتر بالا

                             باشد.

10-  حجم دوبله: حجمي كه درختان زنده‌ي در جنگل دارا مي‌باشند.

 

11-  حجم خالص: حجم درختان بدون احتساب پوسيده‌گي

 

12-  درجه مرغوبيت چوب: درختان جنگل بر حسب تعداد گره‌هاي موجود در تنه و سالم بودن چوب

                                        آن بدرجات مختلف مرغوبيت تقسيم مي‌شوند.

 

13-  درختان نخبه يا درجه 1: به درختان و نهالهايي اطلاق مي‌شود كه قطر آنها از cm 13 بيشتر و 

                                   حداقل در m4 اول بدون ضايعه بوده و علامت مرگ و مير در درخت

                                   ديده نشود.

 

14-  درختان درجه 2: شامل درختاني است كه حداقل 5/2 متر از گوده بين اول آن سالم بوده و به

                              علل طبيعي از جمله آفت زده‌گي يا كهولت قسمتي از تاج آن خشك شده

                              باشد.

 

15-  درختان درجه 3: شامل درختاني است كه در اثر دخالتهاي بشر در جنگل مانند قطع تاج و غيره

                            جزو اين دسته قرار گرفته باشد.

 

16-  حجم ناسالم: شامل حجم درختان سالم ولي كج و تاخورده و حجم درختان پوسيده و خشك

                          شده مي‌باشد.

 

17-  سرشاخه: قسمتي از تنه درخت است كه در دنبالة محور اصلي درخت واقع شده باشد و قطر

                      آن از ۲۰ سانتیمتر كمتر باشد حجم شاخه‌هاي جانبي و تاج درخت كه قطر آنها از

۲۰                     سانتیمتر كمتر مي‌باشد نيز جزو سرشاخه محسوب مي‌شود. 

 

۱۸-  درختان سالم ولي كج و تاب‌خورده: درختاني گفته مي‌شود كه قطر برابر سينة آنها از 

۱۳                                                        سانتیمتر بيشتر و تنه آنها تاب خورده و شاخه‌دار

                                                        بوده و نمي‌توان آنها را جزو درختان الواري بحساب آورد.

 

19-  درختان پوسيده: به درختان زنده‌اي گفته مي‌شود كه قطر آنها از ۱۳  سانتیمتر بيشتر بوده و در

                             حدود 50% يا بيشتر از حجم درخت پوسيده باشد.

 

20-  درختان مرده: به درختاني گفته مي‌شود كه قطر آنها از۱۳ سانتیمتر كمتر نبوده و در حدود

                             يكسال از خشك شدن آنها مي‌گذرد.

 

21-  رويش ساليانه: رويش درخت را در يكسال رويش ساليانه مي‌نامند و ميزان آن با مته سال

                              سنج اندازه‌گيري مي‌شود.

 

22-  برداشت ساليانه: ميزان چوبي است كه هرگاه بطور ساليانه از جنگل برداشت شود به

                                موجودي جنگل لطمه وارد نشود.

نوشته شده توسط جواد رشیدی در 11:48 |  لینک ثابت   • 

جمعه هفدهم آذر 1385

بررسي قابليت داده هاي ماهواره اي+ETM لندست7 در تفكيك واحدهاي اراضي ساحلي شرق استان بوشهر(مناطق عسلویه)

خلاصه مقاله:
  در راستاي شناخت قابليت وكارايي داده هاي ماهواره اي در تفكيك واحدهاي اراضي ساحلي بخشي از ناحيه خليج و عماني، داده هاي رقومي + ETM ماهواره لندست ۷ مربوط به ۱۵ آوريل ۲۰۰۰ مناطق نايبند ، عسلويه در استان بوشهر استفاده شد. در بررسي كيفيت اين داده ها خطاهاي راديومتري و هندسي خاصي وجود نداشت. درتطابق هندسي تصاوير با نقشه هاي توپوگرافي ۱:۲۵۰۰۰ ، ابتدا با تكنيك مرجع زميني Corners قطعات اسكن شده اين نقشه ها مرجع زميني و سپس داده هاي ماهواره اي به كمك اين نقشه ها با تكنيك مرجع زميني Tiepoints مرجع زميني گرديدند و كنترل زميني برخي از اين نقاط تصوير با GPS انجام شد و در نتيجه دقت مطلوب (پيكسل ۳۱/۰=RMSE) بدست آمد.براي بررسي قابليت و كارايي داده ها بر روي آنها پردازش هاي مختلف و متناسب با هدف مطالعه، از جمله تجزيه مولفه هاي اصلي ، نسبت گيري و كشش خطي انجام شد . براي انتخاب بهترين گروه سه باندي از روش محاسبه حد شاخص مطلوبيت (OIF ) براي باندهاي اصلي، شاخص ها و تجزيه مولفه ها استفاده شد. نمونه هاي تعليمي در عمليات ميداني تعيين، و با كمك اطلاعات حاصل از تفسير عكسهاي هوايي بر تعداد نمونه ها افزوده شد و نمونه ها از نظر آماري به حدكافي رسيدند. نمونه ها از نظر ميانگين، انحراف معيار و تداخل كلاس مورد بررسي قرار گرفته، اصلاح و بهبود يافتند و در نهايت با ۴كلاس شامل جنگلهاي حرا     ، اراضي ساحلي شور مرطوب، اراضي ساحلي شور خشك و آبهاي خليج فارس درمحدوده مورد مطالعه گروه هاي باندي مناسب به روش نظارت شده با طبقه بندي كننده حداكثراحتمال طبقه بندي شدند بهترين نتيجه طبقه بندي در مقايسه با نقشه واقعيت زميني ۴ كلاسه اي در GIS ، با استفاده از مجموعه باندهاي PCA1 ,IR2 ,IPVI با دقت كلي ٨٩ درصد و ضريب كاپاي ۵/۸۵ درصد بدست آمد. بنابراين دستيابي به صحت كلي ٨٩ درصد بيانگر قابليت و كارايي خوب داده هاي+ETM در تفكيك واحدهاي اراضي نواحي ساحلي است. با دستيابي به چنين نتايجي انتظار مي رود كه بتوان با داده هاي +ETM واحدهاي اراضي ساحلي ناحيه خليج و عماني را تفكيك نمود

كلمات كليدي:
ماهواره لندست ۷، داده هاي سنجنده+ ETM، بوشهر، نواحي خليج وعماني، عسلويه و نايبند ، دريا ، اراضي ساحلي شور مرطوب و خشك ، جنگلهاي حرا، طبقه ب ندي نظارت شده ، طبقه بندي كننده حداكثر احتمال

نوشته شده توسط جواد رشیدی در 4:29 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه پانزدهم آذر 1385

An investigation on the suitability of ETM+ imagery for discrimination of land units of coastal area

Abstract
   In order to study the capability of ETM+ imagery for discrimination of land units of coastal areas, apportion of Khalidj-o-Omani district was selected. For these studies ETM+ images of Landsat 7 of April 15, 2000 were used. The radiometric and geometric errors of images were investigated and they were not so significant for this study. The scanned topographic map   (scale = 1:50000) were georeferenced using corners georeference technique, and then they were used for georeferencing the images by tiepoints georeference technique. Also the reference points were checked in the field by GPS. Finally the results showed 0.31 pixel accuracy of RMSE.
   In this study the aerial photographs of the study area were visually interpreted and checked by field study. Finally a digital map was produced (scale = 1:50000). In the next blush, analyzing of map were performed in the Geographical Information System (GIS) and the final phenomena (classes) were separated to use as the ground truth for assessment of classified color composites. Principal Component Analysis (PCA), rationing, Linear stretch, and density slicing were applied to ETM+ images. During field study, training samples for classifying were recognized. In addition more training samples were introduced based on the data developed from aerial photographs.
   The different band combinations were classified by maximum likelihood classification method. Optimum Index Factor (OIF) was used to select the best color composites. The statistical parameters of training samples including: average, standard deviation, and also overlapping of samples were studied. Three final classes were mapped, including: Avicina marina, Halocnemun strobilaceum, and Sea.
   Maximum likelihood classification was used in this study. The best color composite was IPVI, IR2, and PC1 with overall accuracy and Kappa coefficient 90% and 88.5% respectively. Final results showed that ETM+ data can be used to discriminate the coastal phenomena located in the Khalidj-o-Omani area.
Key words: Landsat 7, ETM+ Images, Bushehr, Khalidj-o-Omanian region, Asaloyeh, Nayband,Saline Area, Halophyte Plants, Remote Sensing, Maximum likelihood,  Mangrove Forests.

نوشته شده توسط جواد رشیدی در 13:42 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه پانزدهم آذر 1385

Discrimination of Coastal Sandy Areas in the West of Bushehr Province by ETM+ Images Of Landsat 7

 Discrimination of Coastal Sandy Areas in the West of Bushehr Province by ETM+ Images Of Landsat 7

Abstract
  In order to study the usability of landsat 7 data for discrimination of coastal sandy areas in the west of Bushehr province an area were selected which exactly located in land number NH39-10 of sari K55-1 on topographical map (scale = 1:250000) of Genaweh. In the first step, by using of topographical map, aerial photographs, field study, and GPS, the total surface of the sandy area were calculated 1766 hectares and this map was digitized. Geographical error of ETM+ images of April, 2000 were corrected and georeferenced. Different processing including color composites study was applied and the best color composites were visually selected. In the next step the ground truth and color composites were overlaid. Processing of images showed the surface of sandy areas 1500 hectares that in comparison to the ground truth map the overall accuracy was 84.9 %. The accuracy was low because the pixel value of low vegetated areas was similar to coastal sandy areas.
   This accuracy for discrimination of coastal sandy areas from other phenomena such as sea is satisfying. In order to get better results for southern coastal areas, more image processing including rationing, OIF calculation to find the best image combinations, Jeffrey's matzos method, Linear stretch, density slicing, unsupervised and supervised classification (different classification methods) such as maximum likelihood is needed.


Key words: Coastal Sandy Iand Discrimination, West Province of Bushehr, Coastal  Areas,  ETM+data, Landsat 7.

نوشته شده توسط جواد رشیدی در 11:45 |  لینک ثابت   • 
 
Set As HomePage